الشيخ محمد علي الگرامي القمي

100

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

حسين عليه السلام را با آنهمه سفارش‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله شهيد نمايند . قدرى تهديد ابن زياد با عنوان ارتش شام ، و قدرى تطميع و فرستادن پول‌هاى دولتى براى رؤساى قبايل ، و قدرى هم تبليغات امثال شريح و مثل عبداللّه عمر كه بالاى منبر رفته تهديد به جهنم كرد كه كسى نبايد از بيعت يزيد بيرون برود . « 1 » همين‌ها در روحيه اكثريت ملت اثر مىگذارد . و حتى اگر اطمينان هم به گفته شريح و عبدالله نكنند لااقل پشتوانه اعتقادشان سست مىشود ، خصوصا كه صحابه بزرگ پيامبر صلى الله عليه و آله را مىبينند كه ساكت اند و گوشه‌اى گرفته‌اند و كارى به اين كارها ندارند و لابد چون ورود در سياست مىشود ! ! بايد براى روشن شدن مفاهيم مذهبى و حل اختلاف‌ها و به قول هشام بن حكم به عنوان « حجت » ، رهبرى لازم الاطاعة در ميان مردم باشد كه بدون بحث و گفتگو كلام او پذيرفته شود و او هم اشتباه نكند و « عصمت الهى » داشته باشد تا اين گونه فجايع پيش نيايد . اين مطلب كه كسى بگويد : خود مردم عقل دارند و مىفهمند ، همين كه يك فرد روشن به آن‌ها بفهماند كه گفته فلان استعمارگر صحيح نيست مىپذيرند . به هيچ وجه صحيح نيست زيرا همانطور كه يك فرد روشن چنين مىگويد : افراد به ظاهر روشن ديگرى هم كه در واقع تحريك دستگاه‌ها شده‌اند خلاف او را مىگويند و طورى بازيگرى مىكنند كه بيشتر ملت كه در هوا خواهى عدالت سست

--> ( 1 ) - الغدير